می شود محض خدا باز کمی صبر کنی؟

بعداین کشته ی فردای تورا قبر کنی

می شود سر بکشم بیشه ی چشمان تو را

باز آهو بشوی...شکل مرا ببر کنی

نا مسلمان شده چشمات مگر این کفراست

که در این معبد خاموش مرا گبر کنی

سوختم از عطش برق نگاهت ای کاش

لحظه ای جو دلت را تو کمی ابر کنی

شک نکن..قافیه ها باز تو را می خندند

تو اگر بر سر این فاصله ها جبر کنی

با توام رهگذر کوچه ی تنهایی

                       می شود محض خدا بازکمی صبر کنی


 

نوشته شده توسط ابراهیم بردبار در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت